برخی از موارد صراحت امام علی علیه السلام بر غصب شدن حقش
در بسیارى از خطبه هاى نهج البلاغه مىبینیم که امام علیه السلام با صراحت امامت را حق خود مىداند و دیگران را براى آن شایسته نمىداند که به یک مورد از آنها قبلا اشاره شد و چند مورد دیگر نیز در اینجا آورده مىشود:
1. در خطبه سوم (شقشقیّه) می فرمایند:
أَمَا وَاللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ وَإِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَلَا یَرْقَى إِلَیَّ الطَّیْر...»
«آگاه باشید به خدا سوگند ابا بکر، جامه خلافت را به زور بر تن کرد، در حالى که مىدانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامى، چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت مىکند. او مىدانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جارى است، و مرغان دور پرواز اندیشهها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز کرد.»
نهج البلاغه صبحی صالح، ص 48، خطبه3
2. خطبه (144):
إِنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ قُرَیْشٍ غُرِسُوا فِی هَذَا الْبَطْنِ مِنْ هَاشِم لَا تَصْلُحُ عَلَى سِوَا وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاةُ مِنْ غَیْرِهِمْ.
...همانا امامان همه از قریش بوده که درخت آن را در خاندان بنىهاشم کاشتهاند، مقام ولایت و امامت در خور دیگران نیست، ودیگر مدعیّان زمامدارى، شایستگى آن را ندارند.
نهج البلاغه صبحی صالح، ص 201، خطبه144.
3. نامه (36) :
...فدَعْ عَنْکَ قُرَیْشاً وَ تَرْکَاضَهُمْ فِی الضَّلَالِ وَ تَجْوَالَهُمْ فِی الشِّقَاقِ وَ جِمَاحَهُمْ فِی التِّیهِ فَإِنَّهُمْ قَدْ أَجْمَعُوا عَلَى حَرْبِی کَإِجْمَاعِهِمْ عَلَى حَرْبِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله علیه و آله) قَبْلِی فَجَزَتْ قُرَیْشاً عَنِّی الْجَوَازِی فَقَدْ قَطَعُوا رَحِمِی وَ سَلَبُونِی سُلْطَانَ ابْنِ أُمِّی...
...}اى برادر{، قریش را بگذار تا در گمراهى بتازند، و در جدایى سرگردان باشند، و با سرکشى و دشمنى زندگى کنند. همانا آنان در جنگ با من متّحد شدند آنگونه که پیش از من در نبرد با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم هماهنگ بودند، خدا قریش را به کیفر زشتىهایشان عذاب کند، آنها پیوند خویشاوندى مرا بریدند، و حکومت فرزند مادرم (پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را از من ربودند.
نهج البلاغه صبحی صالح، ص 409، نامه 36.
4. حکمت (22):
وَ قَالَ ( علیهالسلام) لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِینَاهُ وَ إِلَّا رَکِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى.
« و درود خدا بر او، فرمود: ما را حقّى است اگر به ما داده شود، و گرنه بر پشت شتران سوار شویم و براى گرفتن آن برانیم هر چند شب روى به طول انجامد.»
نهج البلاغه صبحی صالح، ص472، حکمت 22.
4ـ نامه (62): که نامه آن حضرت به مردم مصر مىباشد که توسط مالک اشتر رحمة الله علیه، موقعى که او را فرمانرواى مصر کرد، فرستاد.
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلىاللهعلیهوآلهوسلم ) نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ مُهَیْمِناً عَلَى الْمُرْسَلِینَ فَلَمَّا مَضَى (علیهالسلام)تَنَازَعَ الْمُسْلِمُونَ الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ فَوَاللَّهِ مَا کَانَ یُلْقَى فِی رُوعِی وَ لَا یَخْطُرُ بِبَالِی أَنَّ الْعَرَبَ تُزْعِجُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) عَنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ لَا أَنَّهُمْ مُنَحُّوهُ عَنِّی مِنْ بَعْدِهِ فَمَا رَاعَنِی إِلَّا انْثِیَالُ النَّاسِ عَلَى فُلَانٍ یُبَایِعُونَهُ فَأَمْسَکْتُ یَدِی حَتَّى رَأَیْتُ رَاجِعَةَ النَّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْإِسْلَامِ یَدْعُونَ إِلَى مَحْقِ دَیْنِ مُحَمَّدٍ ( صلىاللهعلیهوآله)...
پس از یاد خدا و درود، خداوند سبحان محمّد صلّى اللّه علیه و آله را فرستاد تا بیم دهنده جهانیان،و گواه پیامبران پیش از خود باشد. آنگاه که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به سوى خدا رفت، مسلمانان پس از وى در کار حکومت با یکدیگر درگیر شدند. سوگند به خدا نه در فکرم مىگذشت، و نه در خاطرم مىآمد که عرب خلافت را پس از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله از اهل بیت او بگرداند، یا مرا پس از وى از عهده دار شدن حکومت باز دارد، تنها چیزى که نگرانم کرد شتافتن مردم به سوى فلان شخص بود که با او بیعت کردند. من دست باز کشیدم، تا آنجا که دیدم گروهى از اسلام باز گشته، مىخواهند دین محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را نابود سازند...
نهج البلاغه صبحی صالح، ص451، نامه62.
ابن ابى الحدید نیز در ترجمه لغات همین نامه نهج البلاغه، بر امتناع نمودن امام علیه السلام از بیعت با ابو بکر تصریح نموده است، وى در ترجمه و شرح لغات این نامه آورده است:
قوله : فأمسکت یدی ، أی امتنعت عن بیعته ، حتى رأیت راجعة الناس.
فرمایش امام علیه السلام که فرموده اند: من دست باز کشیدم، یعنى اینکه از بیعت نمودن امتناع نمودم تا اینکه دیدم که مردم از دین بر مىگردند.
إبن أبیالحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفای655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 17، ص 87، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.
ابن ابى الحدید در شرح خطبه 172 و 217 از نهج البلاغه هم این کلمات امام علیه السلام را آورده است.
إبن أبیالحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفای655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 6، ص95؛ ج17 ص 151، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م.
و ابن قتیبه دینورى نیز همین مطلب را آورده است:
الدینوری، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، الإمامة والسیاسة، ج1، ص 126، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1418هـ - 1997م.
- ۹۳/۰۱/۲۹
- ۶۸۷بازدید